first love
part twenty-seven²⁷ :)
صبح روز بعد اوتمیلم رو خوردم و رفتم دوش گرفتم و با یه کراپ تنگ سفید و شلوار طوسی کلوین کلاین و کفش اسپرت نایک ام رو پوشیدم و موهام هم با کلیپس شلخته بستم و ماسک و کلاه هم زدم و رفتم سمت ایستگاه اتوبوس.
توی اتوبوس ایستاده بودم ،حسابی شلوغ بود و کنارمم یه گروه پسر دبیرستانی بودند.
توی جمعیت و شلوغی دستی رو احساس کردم که داره از رونم میاد به سمت باس.نم، عصبی شدم بدجور و سریع ایستگاه بعدی پیاده شدم که از قضا ایستگاه کمپانی هم بود. موقع خروج گروه پسرا پشت سرم میخندیدند و با دستاشون حرکات چندش اور در میوردن. همون موقع صدای موتور اومد و تهیونگ و جونگکوک از کنارم رد شدن و رفتن داخل کمپانی. هم عصبی بودم و استرس داشتم. منم رفتم داخل کمپانی و و دکمه اسانسور رو زدم و منتظر شدم.
تهیونگ و جونگ کوک هم رسیدن بهم.
"خوبی؟ دستات میلرزه"
تهیونگ به چشم هاش به دستام اشاره کرد.
"خوبم.. فقط یه گروه پسر دبیرستانی منحرف تازه به بلوغ رسیده توی اتوبوس بودن"
"چیزی گفتن؟؟"جونگ کوک عصبی گفت.
"اه.. ولش کن نمیخوام یادآوری کنم."
در اسانسور باز شد و همگی رفتیم داخل.
"مراقب خودت باش،اگه جایی کسی خیلی اذیتت کرد و نیازم داشتی سریع زنگ بزنم خودمو میرسونم"جونگ کوک گفت
"مرسی"
اسانسور باز شد و هرکی رفت اتاق تمرین خودش، کلاه و ماسکم رو برداشتم و گوشیم رو گذاشتم رو میز و رفتم سراغ تمرین.
بعد از حدود ۴ ساعت بلاخره نشستم کف اتاق که در اتاق رو زدن و رفتم در رو باز کنم.
"اه سلام" مدیربرنامه ی بیتیاس بود.
"بفرمایید تو"
اومد داخل و یه گوشه نشست."شمام بشینید باهاتون کار دارم"
نشستم روبهروش.
"خب.. اعضای ما یه برنامه تلویزیونی داشتن که اسمش run btsبود و حالا که دوباره پیش هم جمع شدن میخواستن دوباره شروع به ظبط کنن و خب هرکی یه ایده ای داد ولی دیروز تهیونگ و جیمین بهم پیام دادن که با گروه بلک مون یه قسمت ضبط داشته باشیم برای کوه نوردی که من بهشون گفتم کنسرت دارید هفته های دیگه و سرتون شلوغه"
"درسته؟و خب کاری از من ساختس اجوشی؟"
"من یه پیشنهاد دیگه دادم بهشون. کنسرت کامبک بیتیاس دیروز اولین دورش تموم شد و تا بعدی ۳ هفتهی دیگه طول میکشه. پیشنهاد ما اینا هفته دیگه صبح بعد از کنسرت برای ضبط این ده سوپ فصل ۴ با گروه شما و اعضای بی تی اس به مدت ۱۰ روز برین توی یک ویلا و جایی که ما در نظر میگیریم با امکاناتی که درخواست میدین"
"این ده سوپ رو نگاه کردم"
"پس خوبه باهاش اشنایی دارین"
"الان اینجایید که خبر بدین یا پیشنهاد؟"
"پیشنهاد.خب نظرتون چیه؟"
"من با بقیه اعضا صبحت میکنم و اطلاع میدم"
"عالیه. منتظر جوابتون هستم فقط تا دو روز اینده خبر بدین که اگه درخواستی داشتید بتونیم براتون تهیه کنیم."
"بله مچکر"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
صبح روز بعد اوتمیلم رو خوردم و رفتم دوش گرفتم و با یه کراپ تنگ سفید و شلوار طوسی کلوین کلاین و کفش اسپرت نایک ام رو پوشیدم و موهام هم با کلیپس شلخته بستم و ماسک و کلاه هم زدم و رفتم سمت ایستگاه اتوبوس.
توی اتوبوس ایستاده بودم ،حسابی شلوغ بود و کنارمم یه گروه پسر دبیرستانی بودند.
توی جمعیت و شلوغی دستی رو احساس کردم که داره از رونم میاد به سمت باس.نم، عصبی شدم بدجور و سریع ایستگاه بعدی پیاده شدم که از قضا ایستگاه کمپانی هم بود. موقع خروج گروه پسرا پشت سرم میخندیدند و با دستاشون حرکات چندش اور در میوردن. همون موقع صدای موتور اومد و تهیونگ و جونگکوک از کنارم رد شدن و رفتن داخل کمپانی. هم عصبی بودم و استرس داشتم. منم رفتم داخل کمپانی و و دکمه اسانسور رو زدم و منتظر شدم.
تهیونگ و جونگ کوک هم رسیدن بهم.
"خوبی؟ دستات میلرزه"
تهیونگ به چشم هاش به دستام اشاره کرد.
"خوبم.. فقط یه گروه پسر دبیرستانی منحرف تازه به بلوغ رسیده توی اتوبوس بودن"
"چیزی گفتن؟؟"جونگ کوک عصبی گفت.
"اه.. ولش کن نمیخوام یادآوری کنم."
در اسانسور باز شد و همگی رفتیم داخل.
"مراقب خودت باش،اگه جایی کسی خیلی اذیتت کرد و نیازم داشتی سریع زنگ بزنم خودمو میرسونم"جونگ کوک گفت
"مرسی"
اسانسور باز شد و هرکی رفت اتاق تمرین خودش، کلاه و ماسکم رو برداشتم و گوشیم رو گذاشتم رو میز و رفتم سراغ تمرین.
بعد از حدود ۴ ساعت بلاخره نشستم کف اتاق که در اتاق رو زدن و رفتم در رو باز کنم.
"اه سلام" مدیربرنامه ی بیتیاس بود.
"بفرمایید تو"
اومد داخل و یه گوشه نشست."شمام بشینید باهاتون کار دارم"
نشستم روبهروش.
"خب.. اعضای ما یه برنامه تلویزیونی داشتن که اسمش run btsبود و حالا که دوباره پیش هم جمع شدن میخواستن دوباره شروع به ظبط کنن و خب هرکی یه ایده ای داد ولی دیروز تهیونگ و جیمین بهم پیام دادن که با گروه بلک مون یه قسمت ضبط داشته باشیم برای کوه نوردی که من بهشون گفتم کنسرت دارید هفته های دیگه و سرتون شلوغه"
"درسته؟و خب کاری از من ساختس اجوشی؟"
"من یه پیشنهاد دیگه دادم بهشون. کنسرت کامبک بیتیاس دیروز اولین دورش تموم شد و تا بعدی ۳ هفتهی دیگه طول میکشه. پیشنهاد ما اینا هفته دیگه صبح بعد از کنسرت برای ضبط این ده سوپ فصل ۴ با گروه شما و اعضای بی تی اس به مدت ۱۰ روز برین توی یک ویلا و جایی که ما در نظر میگیریم با امکاناتی که درخواست میدین"
"این ده سوپ رو نگاه کردم"
"پس خوبه باهاش اشنایی دارین"
"الان اینجایید که خبر بدین یا پیشنهاد؟"
"پیشنهاد.خب نظرتون چیه؟"
"من با بقیه اعضا صبحت میکنم و اطلاع میدم"
"عالیه. منتظر جوابتون هستم فقط تا دو روز اینده خبر بدین که اگه درخواستی داشتید بتونیم براتون تهیه کنیم."
"بله مچکر"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۱.۱k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط